امروز    ۲۵ ام  مهر  ماه, سال  ۱۳۹۸
قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس
افسانه های استارتاپی که باید به سرعت نابود شوند

افسانه های استارتاپی که باید به سرعت نابود شوند

افسانه های استارتاپی که باید به سرعت نابود شوند

در این مطالب افسانه های استارتاپی که باید به سرعت نابود شوند وگرنه کسب و کار شما را نابود می کنند بیان می کنیم. در این زمینه برای استارتاپها ۴ افسانه مشخص شده است که بسیار مهم است ، این افسانه های استارتاپی در زمینه های تبلیغات و بازاریابی دیجیتالی و دیجیتال برندینگ می باشد و ضعف شرکتها را در بازاریابی محتوا و روابط عمومی و شبکه های اجتماعی بررسی می کنند.

اینفوگرافیک افسانه های استارتاپی که باید به سرعت نابود شوند

  1. افسانه اول | بازاریابی محتوایی یعنی همه چیز برای همه کس

بازاریابی محتوایی شامل چندین سبک، کانال و استراتژی میباشد و فرض کردن اینکه تمام آنها برای تمام مردم جواب میدهد به شکل کاملا جدی، مضحک است. همانند ایده ای که نمیتواند مخاطب آن همه مردم باشد بلکه باید بازار هدف اش را نشانه بگیرید.

وقتی به سمت بازاریابی محتوایی میروید، اهداف شما باید نیاز های قشر خاصی را برآورده کند.
برای مثال اگر محتوای شما یک کاغذ A4 با نوشته سیاه و سفید باشد، شاید برای اطلاعات رسمی و جزییات خوب باشد، از آن برای شرکت های کامپیوتری استفاده کنید و جواب بگیرید… اما برای یک مزون لباس جواب نمیدهد؛ باید یک ژورنال تمام و کمال با رنگبندی بسیار زیبا درست کنید.

یا اگر کسب و کارتان برای سالمندان است، شما به توییتر نیازی ندارید ! بلکه کاغذ های سفید با نوشته های بزرگ جواب بهتری خواهید گرفت. برای انجام این کار شما باید در قدم اول اهدافتان را مشخص کنید، سپس با در قدم دوم مخاطبانتان را بشناسید و دریابید با چه سبکی اشتیاق آنها بیشتر به برند شما جذب میشود و بعد بهترین کانال برای رسیدن به مخاطب تان را انتخاب کنید.

افسانه های استارتاپی که باید به سرعت نابود شوند

۲.  افسانه دوم | بازاریابی شبکه های اجتماعی رایگان است

اصلا اینطور نیست !

این درست است که شما هیچ پولی برای درست کردن اکانت های فیس بوک، توییتر، اینستاگرام و لینکداین پرداخت نمیکنید… اما متاسفانه در اشتباه اید اگر فکر میکنید این شبکه های اجتماعی هیچ هزینه ای برای اداره و مدیریت آنها برای شرکت شما ندارند.

برای یک استارتاپ، وقت با ارزش ترین منبع است.

اینکه چطوری مصرفش میکنید باید بر حسب ریال و تومان محاسبه شود. وقتی که شما صرف یادآوری حضورتان در شبکه های اجتماعی میکنید، وقتی است که شما صرف تست کردن محصولتان، تحقیقات بازارتان، تکمیل کسب و کارتان نمیکنید.

یعنی زمانی را که در شبکه های اجتماعی سپری میکنید برای شرکت شما هزینه دارد و هزینه آن عدم پرداختن به کارهای دیگری است که انجام دادنِ آنها باعث سودآوری شرکت شما میشود.

بحث بر سر موضوع بازگشت سرمایه (ROI) در شبکه های اجتماعی به اندازه قدمتش پوچ و بی ارزش است. تمرکز شما باید بر روی اندازه گیری واکنش ها و تماس هایی باشد که از شبکه های اجتماعی میگیرید؛ با آزمایش هایی که میتوانید با لینک های قابل رد گیری مانند مثال bit.ly انجام دهید تا بدانید هر کاربر چطوری ترافیک سایت شما را بالا میبرد.

نکته : اگر در مدت دو ماه از یک شبکه اجتماعی برای کسب و کارتان سودآوری کسب نکردید، فعالیت در آن شبکه اجتماعی برای شما اتلاف وقت است.

افسانه های استارتاپی که باید به سرعت نابود شوند

۳.  افسانه سوم | شما از عهده روابط عمومی برنخواهید آمد

مگر میخواهید تاس بریزید؟

شما نمیتوانید از عهده تعیین استراتژی یا برنامه ریزی برای روابط عمومی شرکتتان بر نیایید. بعضی استارتاپ ها خاصیتی دارند که به هرچیزی دست میزنند پول میشود اما این به معنای آن نیست شما هم باید هر به استراتژی دست بزنید برایتان پول شود.

هنگامیکه استارتاپ شما در حال جوانه زندن است شما باید استراتژی های انتخاب کنید که از طرف مردم مورد تایید واقع شوید، مانند مثال از مشتری درخواست کنید محصول تان را نقد کند یا گزارش گیری از محصولتان وقتی به جمعی از مصرف کنندگان دادید تا از آن استفاده کنند.

و از همین گزارش ها و توصیه نامه ها بر روی محصول تان استفاده کنید.بر روی کاتالوگ محصولتان نظر مصرف کنندگان را بنویسید… به همین راحتی شما اولین قدم روابط عمومی را برداشتید.

افسانه های استارتاپی که باید به سرعت نابود شوند

۴. افسانه چهارم | استارتاپ شما نمیتواند با افراد کله گنده با پول های کلان رقابت کند

یکی از رایج ترین و مخرب ترین افسانه ها…

این یک راه آشکار دیرینه است تا زیر فشار یک عالمه کار سخت اما خلاقانه که قرار است انجام دهید چون رقیب تان انجام نمیدهد قرار نگیرید… شما این افسانه را قبول میکنید و خودتان را از رقابت خلاص میکنید !

بجای فکر کردن راجع به اینکه چقدر پول نسبت به رقیبتان رد و بدل میکنید، وقت سر فکر کردن راجع به اینکه چه چیزی را میتوانید به مشتریانتان بدهید که برایش ارزشمند باشد (اما رقیبتان نمی تواند) صرف کنید. یک استارتاپ بودن این مزیت را دارد که وقت زیادی درگیر مسایل بوروکراسی و کاغذ بازی نمیکنید و خیلی خیالتان راحت تر و خلاق تر میتوانید فکر کنید.

شرکت های بزرگ برای تصمیم گیری و اجرا یک ایده چندین ماه زمان لازم دارند، اما استارتاپ شما اینطور نیست… خیلی سریع و چابک هستید و میتوانید سریع ایده های مختلف را تست کنید. شما میتوانید شرکتتان را برای یک بازار هدف مشخص بازاریابی کنید همراه با رابطه بلند مدت میان شما و مشتریانتان و ارزش زندگی تک تک مشتریانتان را با وفاداری به برندتان بیشتر کنید. سریع تر و بیشتر از رقیتان کار کنید.

درباره ی وحید منوچهریان

مدیر مجله اینترنتی آنالیزِ برندینگ کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران و کارشناس مدیریت بازرگانی، تخصص : دیجیتال مارکتینگ، دیجیتال برندینگ، بهینه سازی موتورهای جستجو (سئو) طراحی وب، گرافیک و ...

مطلب پیشنهادی

پندهای مارکتينگ

پندهای مارکتینگ

پندهای مارکتینگ   قانون رهبری: اول بودن بهتر از برتر بودن است. قانون طبقه: اگر …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 2 =